حکایت و چهره مادر زن در گلستان سعدی

امیدوارم اگر مادر زنی این مطلب را میخواند بر ما خرده نگیرد که حضرت سعدی چنین فرمودند:
یکی را زن صاحب جمال جوان درگذشت و مادر زن فرتوت به علت کابین(مهریه) در خانه متمکن(جایگزین) بماند و مرد را از محاورت او به جان رنجیدی و از مجاورت او چاره ندیدی، تا گروهی آشنایان به پرسیدن آمدندش . یکی بگفتا :چگونه ای در مفارقت یار عزیز / گفت: نادیدن زن بر من چنان دشوار نیست که دیدن مادر زن و این ابیات سرود:
گل به تاراج رفت و خار بماند ------------گنج برداشتند و مار بماند
دیده بر تارک سنان دیدن -------------خوشتر از روی دشمنان دیدن
واجب است از هزار دوست برید------تا یکی دشمنت نباید دید.













